تبليغاتX
رضاعلی رضائی
 
 رضاعلي   رضايي

(مدرس دانشگاه - فوق لیسانس زبان وادبیات فارسی)


 

+ نوشته شده توسط رضاعلی رضائی در و ساعت |

 جلسه  مشترک هیئت موسس و هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان خوانسار در روز یکشنبه 18/  5/ 1388  در محل فرمانداری تشکیل و رئیس هیئت امنا ؛ ضمن ارائه گزارشی از اقدامات در دست انجام و ابراز امتنان از عنایت مسئولین شهرستان ؛ هدف اصلی تشکیل جلسه را همفکری برای مکان یابی  مناسب با در نظر داشتن  شرایط ویژه دانشگاهی  جهت استقرار  امکانات اداری و آموزشی و آزمایشگاهی و کارگاهی و معرفی نماینده امام جمعه جهت شرکت در جلسات هیئت امنا مطرح نمودند و جلسه وارد مذاکرات شد .

آقای فرماندار ضمن طرح موضوع اظهار داشتند نباید فرصت سوزی شود و باید مجموعة شهرستان همگام وهمراه در جهت تأمین امکانات مساعدت نمایند تا فضایی مناسب و مطلوب با شرایط دانشگاهی در اختیار مسئولین دانشگاه جهت راه اندازی اولیه قرار گیرد .

این موضوع مطالبة عموم مردم است و تا کنون فراز و فرودهایی داشته است ودر سطح کلان توسعة کمی مد نظر سیاستگزاران دانشگاه آزاد اسلامی نمی باشد لیکن کارشناسان توسعه دانشگاه آزاد با نگاه ویژه به شهرستان خوانسار موافقت خودرا با تأسیس دانشگاه در شهرستان خوانسار اعلام نمودند و موافقت خودرا طی نامه شماره321712/40 - 25 / 9 / 1387 به وزارت علوم تحقیقات و فنآوری ارسال داشتند و وزارت مذکور به دلیل کمبود فضای پیشنهادی « دبیرستان سابق عفاف » عدم موافقت خود را اعلام نموده که لازم است در کنار جابه جائی فضاهای ساختمانی که آموزش و پرورش فرا روی خود دارد فضای مناسبی پیش بینی و در اختیار دانشگاه قرار گیرد .

امام جمعه شهرستان اظهار داشتند ؛ همة ما وظیفه داریم به نظام آموزش و پرورش کمک کنیم تا جایگاه واقعی خودش را پیدا کند .

اعتقاد ما براین است که با برنامه ریزیهای لازم در جهت توسعه علمی فرهنگی شهرستان خوانسار گامهای موثری برداشته شود .  امروزه  اکثر خانواده ها فرزندانشان در دانشگاه آزاد اشتغال به تحصیل دارند و چنانچه محل تحصیل فرزندانشان در محل سکونتشان باشد از جهات مختلف مفید فایده خواهد بود و قطعا مخالفتی با ایجاد دانشگاه در شهرستان وجود ندارد

 بلکه نظر آقایان این است که با تأسیس مراکز دانشگاهی  نمادهای فرهنگی و مذهبی شهرستان حفاظت و تقویت شود  و دانشگاه فضای مناسب ودر خور شأن می خواهد تا بتواند بخشهای اداری – آموزشی – آزمایشگاهی – کارگاهی  خودرا در آن مستقر سازد .

باتوجه به اینکه دانشگاههای آزاد در پذیرش دانشجو و قرار دادن شرایط دستشان بازتر است باید طوری برنامه ریرزی شود تا تأسیس دانشگاه در خوانسار با فرهنگ بومی ما همخوان باشد .

باید سیاست گذاری اصولی توسط هیئت امنا انجام شود تا دانشجوئی که وارد خوانسار می شود باعث آزردگی خاطر شهروندان نگردد . همانگونه که بسیاری از مراکز دانشگاه آزاد از جمله « قم – کاشان  و ...» به خوبی برنامه ریزی و ساماندهی کرده اند .

آقای عسگری : مدیر آموزش و پرورش  با اشاره به برنامه های در دست اقدام آموزش و پرورش شهرستان خوانسار باتوجه به تصمیمات اتخاذ شده در جلسه شورای آموزش و پرورش  آمادگی خودرا برای همکاری با دانشگاه آزاد اعلام داشتند و مقرر شد با جا به جائی های که مقرر است تا اول مهر انجام شود . ساختمان آموزشی « آموزشکده فنی دختران »واقع در خیابان شهید رجائی طی انعقاد قرار داد در اختیار دانشگاه آزاد قرار گیرد .

تصميمات:

مذاکره با آقای هاشمی برای جلب رضایت ایشان به منظور استفاده از ساختمان احداثی ایشان برای استفاده دانشجویان آموزشکده فنّی دختران.

-تماس با نمایندة محترم مردم در مجلس شورای اسلامی جهت تعیین وقت ملاقات مسئولین شهرستان با وزیر محترم علوم تحقیقات فنّآوری .

پیشنهاد مکان جدید « ساختمان آموزشی آموزشکده فنی دختران  به مدیر کل دفتر خدمات آموزشی دانشگاه جهت اعزام کارشناسان ذیربط از وزارت علوم برای بازدید از ساختمان.

تعیین و معرفی نماینده امام جمعة شهرستان  جهت شرکت در جلسات هیئت امنا .

 

+ نوشته شده توسط رضاعلی رضائی در و ساعت |

اگرچه قدمت کتاب و کتابخوانی به قدمت آفرینش انسان می رسد. اما امروزه به مدد تکنولوژی های نوین اطلاعاتی و ضرورت  توانمند سازی فکری و عملی انسان ها  موضوعیت بیشتری یافته  و با بر خورداری از دو رویکرد تاثیر پذیری و تاثیر گذاری باب بسیاری از مباحث را به روی خود گشوده اند.

جهان با ورود  به عصر رسانه ها و شکل گیری جامعه اطلاعاتی دوران نوینی را آغاز کرده است  که با عبور از بحران های  ناشی از مرحله ی انتقال از مدرنیته  به پست مدرن شاهد تغییر و تحولاتی در چهره ی فرهنگی  و اجتماعی جهان هستیم  و الگوها و باورهای پیشین را به چالش طلبیده و ضرورت تعریفی  مجدد از آنها را خواستار شده است.

شکل گیری  پدیده اینترنت  و گسترش  فضاهای اطلاع رسانی و ارتباطات فرا ملیتی  بسان یک شوک فرهنگی همه مرزهای  جغرافیای سیاسی را نادیده  گرفته و هجوم همه جانبه ای به فرهنگ های ملل ساکن در جغرافیای انسانی نموده  و پرسمان های جدیدی را در جامعه شناسی مدرن برانگیخته است و مهم ترین حوزه هایی که دست خوش این تحولات  نا به هنگام  و ساختار شکن شده اند حوزه ی اطلاع رسانی هستند.

کتاب به عنوان مهم ترین محمل  اطلاعاتی از سنگ نبشته ها گرفته تا شکل امروزین آن همواره نقش مهمی در فرآیند ارتباطات و دیالوگ فرهنگی داشته است اما گویی با تولید و تکثیر  تکنولوژی جدید اطلاعات و ساخت ابزار هایی همسو ، این یار دیرین عرصه را تنگ یافته و به حاشیه رانده شده است تا جایی که  واژه ی مرگ کتاب ، بی رحمانه  در عرصه ی فرهنگ مطرح می شود.

اهمیت موضوع با شنیدن آمارهای تاسف انگیز بیشتر می شود ؛ طبق آخرین آمارهای منتشره ، سرانه مطالعه در ایران 8 دقیقه در روز است که اگرآمار  مربوط به محصلین و دانشجویان را از آن کسر کنیم چیزی در حدود 2 دقیقه در روز می ماند که خود جای بسی بحث است . پیشتر باور بر این بود که  فاکتورهای رشد جمعیت و گسترش فرهنگ شهرنشینی از جمله عوامل توسعه به شمار می روند  و می توانند تاثیر مستقیم و مثبتی بر فرهنگ مطالعه و کتابخوانی داشته باشند اما( آرتور لوییس) یکی از پر آوازه ترین نظریه پردازان توسعه ، رشد جمعیت را برای جوامع توسعه نیافته فاجعه می داند و صراحتا می گوید که رشد جمعیت بر توسعه ی کشور های کم توسعه ضربه وارد می کند . به دلیل توسعه نیافتگی  ایران از لحاظ اقتصادی  و مهم تر از همه فقدان یک سیستم آموزش و پرورش  مدرن و کارآمد عامل رشد جمعیت تاثیر منفی داشته  و بازار نشر را به کسادی کشانده است .

در این اوضاع نا به سامان ، هم عرضِ با نزول فر هنگ کتاب خوانی حضور فعّال و تاثیر گذار کتابخانه ها  یکی از دغدغه های فرهنگی  اجتماعی است .

کتابخانه ها آخرین جایگاه امید برای حفظ کتاب و استفاده ی کاربردی از آن است و با تمام کمبودها و فقدان ها، مرهم دلخسته ی پژوهشگران و محققانی هستند که حیران و مبهوت به فاجعه ی خوش خط و خال پیشرفت فرهنگ می نگرند.

از فاکتورهای تشخیص اصالت فرهنگی  یک مجموعه  تشخّص کتابخانه های آن مجموعه بوده و وجود کتابخانه ها به مثابه وجود پایه ای از پایه های تمدن و پیشرفت جوامع به شمار می آیند.

 

 

+ نوشته شده توسط رضاعلی رضائی در و ساعت |

تأسيس دانشگاه آزاد :

 

در طليعه ماه پر فيض رجب المرجب در روز پنجشنبه 4/4/1388 از ساعت 30/10 با حضور« آقای احمد زماني »   رياست دانشگاه آزاد اسلامي منطقه 4 ، فرماندار ، بخشدار ، اعضاي هيئت امناي دانشگاه اسلامي جلسه ای تشكيل گرديد و در جهت تسريع در پذيرش دانشجو مذاكراتي به عمل آمد و تصميماتي اتخاذ گرديد .

تأسيس دانشگاه آزاد يكي از خواسته های ديرين مردم بوده ، الان در شهرهاي تازه پا گرفته دانشگاه آزاد ايجاد شده و نمی توان برای عدم وجود دانشگاه در شهرستان خوانسار توجیهی منطقی داشت . ما به مردم قول داديم كه اگر حتي مخالفتهائي هم از سوي برخي از خواص صورت بگیرد مادر مقابل آنها پاسخی منطقی خواهیم داشت .

مردم سئوال مي كنند و بايد صادقانه به آنان پاسخ داد. چند جلسه در حضور آقاي دكتر مجلسي تشكيل شد و جلسه اي در محضر شما در دانشگاه آزاد منطقه چهار تشكيل شد . انتظار اين است كه با علاقه و رغبتي كه در مردم هست اين موضوع به نتيجه برسد . هیئت امنا از زمان تشکیل تا کنون « دو سال » هر هفته روزهاي يكشنبه جلسه داشته اند و مقدمات مورد درخواست دانشگاه را تدارک دیده اند و با پیگیریهای به عمل آمده   زمين مورد نظر دانشگاه در منطقة باغکل توسط كميسيون برنامه ريزي استانداری تأييد شده و مكان هم براي راه اندازي مورد تأييد قرار گرفته است .

نمي توان گفت اين خاك پاك خوانسار كه علماي بزرگي را تربيت كرده دانشگاه نمي خواهد در جاهاي ديگر بايد نگران تأثير گذاري مسائل ضد فرهنگي محيطی دردانشگاه بود اما در خوانسار نگرانی ها  می تواند برعكس فرضیه مذکور باشد .

براي ايجاد جاذبه هاي لازم ، دوره هاي مشترك كارشناسي با همكاري مراكز فعال استان طراحي و پيشنهاد شود تا با همكاري مراكز مجهز ، دانشجويان تا دوره كارداني  را در خوانسار ادامه تحصيل دهند و براي تكميل تحصيلات تا مقطع كارشناسي در دانشگاه خميني شهر ادامه تحصيل دهند .

تاكنون براي راه اندازي اوليه دانشگاه و صدور موافقت اصولي نياز به ارائه سند ملكي ساختماني نبوده است  و برای تسریع در موضوع باید از طریق نماينده محترم مجلس شوراي اسلامي پيگيریهاي لازم انجام پذیرد .

+ نوشته شده توسط رضاعلی رضائی در و ساعت |

زيارت عتبات عاليات : نجف - کربلا  - و . . .

با خواندن و شنيدن اهميت و شئونات سفر ، خو درا براي بهره مندي معنوي از فيوضات اين  نصيب الهي آماده ساختيم تا اينکه زمان حرکت « ساعت پنج بعدازظهر روز دوشنبه بيست و هشتم ارديبهشت ماه » فرا رسيد .

توصيه ها و سفارشات اوليّه براي فراهم نمودن مقدمات زيارت توأم با تعظيم و احترام  :

*            اگر لحظه اي فكر كنيم كجا مي خواهيم برويم . تمام گره هاي كور زندگي بازخواهد شد . از كودكي پاي منبر ها همواره خواهان و عاشق زيارت حضرت اباعبدالله الحسين«ع» بوده و چه بسيار زائراني كه  در استقبال و بدرقه اشان به آنها التماس دعا گفتيم تا با دعاي آنان اين توفيق نصيبمان گردد .

*             اين توفيق در ايام سوگواري حضرت فاطمه زهرا «س» براتي است كه از جانب ايشان برايمان فرستاده شده  است و شايد پاداش قدمهاي خيري است که در دوران زندگي برداشته ايم.

*            بايد خود را آماده كنيم تا كربلا را درك كنيم زيرا  انسانهائي كه تاكنون به زيارت ديار شش گوشه نائل نشده اند دلشان با نام حضرت فرو مي ريزد و تمام سلولهايشان به عشق زيارت مي تپد .

*            سرزميني كه امام عصر براي زيارت حضرت سيدالشهداء« ع » گونه هايش را بر زمين مي گذارد. اين سفر بايد قربتاً الي الله انجام شود . با سفر هاي سياحتي فرق بسيار دارد. اينجا سرزميني است که وقتي حضرت سيدالشهداء« ع » به اين سرزمين رسيدند  فرمودند : أعوذ بالله من كرب و البلا .

*            کربلا از اسمش روشن است. سفر سختي ها است سفر يكهفته اي : 3 شب در نجف 3 شب در كربلا . از صفات خوانساريهاست كه به محض خروج از تنگة خوانسار حاضرند جان خود را فداي يكديكر كنند . همه بايد با خلق و خوي خوش و با همكاري و تعاون به استقبال يکديگر بروند و خادم زائرين باشند . آنهائي كه براي چندمين بار مشرف مي شوند از تك روي خود داري و ديگران را ياري كنند و از فضيلت خدمت به زائران  بهره مند شوند .

*             اين قبيل مسافرتها براي آن است كه عشق در دلها شكوفا شود و به گل بنشيند از روزي كه زائر حرکت خود را آغاز مي کند نظر ملائك به او ست . عظمت سفر كربلا به حدي است كه آرزوي همة انسانهاي دل آگاه و با بصيرت است و هر كسي را به قدر معرفت و بصيرتش اجر و ثواب مي دهند .

*          


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضاعلی رضائی در و ساعت |

پنجشنبه پايانی يکی از هفته ها :

*    باچرت نيمروزي  پنجشنبة پايان هفته درصدد  رفع خستگي بودم که همراهم به صدا در آمد و مرا به بيداري فرا خواند . بهمن انجمن مي گويد تصوير آقاي غضنفري و داستاني را که ايشان هفته قبل براي بررسي به شما داده اند  يادتان باشد بياوريد . مي گويم : باشد!

*   چشم بر هم مي گذارم و دنبال خواب خويش را مي گيرم که دوباره زنگ  بيداري به صدا در مي آيد و صداي  حاجي انجمن خواب را از چشمانم مي ربايد و او هم سوالش اين است که انجمن مي آييد؟ مي گويم:  بله   !                                       دوستان هستند،  برويد! من هم مي آيم !

*  رختخواب را ترک مي کنم و قصد عزيمت به انجمن مي کنم . ارديبهشت است و دو روزي از تولد شناسنامه اي ام گذشته است. قطرات باران ، نوازشگر پيشاني بيرون افتاده از موهاي دوران جواني ام مي شوند .خنکای قطرات  سرم را به پائين مي دوزند تا پيش پاي خود را ببينم و هرلحظه ، که سر را بالا مي گيرم قطره اي بر شيشه چشم فرو مي افتد و مَنظر ديده ام را تا ر می سازد. سر پناهي براي رفتن به انجمن در انتظارم مي باشد ،  پشت فرمان مي نشينم و به سمت وعده گاه حرکت می کنم و در بین دوستان جا می گیرم .

جلسه آغازمی شود و ضمن مباحثات ادبی مطالبی به نقد ونقادی گذارده می شود :

*  جاي خانم  زمانی براي نقد شعر نو خالي است . اگر او بود  سخن از طرح مي زد و از زماني که او در جمع ما نيست ديگر سخني از طرح نيست .

*  فصل بهار فصل روئيدن است فصل شکوفائي است چه خوبست در اين فصل همايشي اد بي برگزار شود زیرا  اين فصل شاعرانه تر است .

*  دوستي مي گويد : من با اين سخن موافق نيستم زيرا پائيز هم بهاري است  که غمناک شده و همه فصول سال به جاي خود زيبا هستند .

*  برگزاري يک همايش ادبی در هر فصلی از سال  امری الزامي  و ضروری براي انجمن است و در فصل گل و بلبل سزاوار است که  از  مناظر  زيباي طبيعت استفاده کنيم .

*  شهرِ  بيست هزار نفري بودجه فرهنگي دارد  و لازم است مقداری  از آن صرف دعوت متخصصان شعر و ادب و  برگزاري شب شعر شود .

*  کسانی که متولی امر فرهنگ هستند می گویند  توان تأمین اعتبارات مورد نیاز را ندارند و این نگاه به فرهنگ و شکوفائی آن جای تأسف دارد .

*  در مسجد آقاي علوي مشغول اداي فريضه نماز مغرب و عشا بودم که بين الصّلاتين رئيس انجمن ادبي به من گفتند فراخوان شعر ي به یاد شهيدان سيزده محرم در سطح شهرستان منتشر شده است . اگر قصد دارید شرکت کنید زندگی نامه شهدا را از بنیاد شهید دریافت نموده ام و می توانم در اختیار شما قرار دهم . وقتي نماز عشا را بستم در ذهن خود بيت اولش را ساختم  . رفتم منزل شعر را نوشتم و چند روز بعد تحويل دادم بعد از چند روز دوباره ويرايش جديدي انجام دادم  و نسخه دوم را تحويل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي نمودم  ولي در جزواتي که با همکاري اداره بازرگاني منتشر شده است  دقت نظر به خرج نداده اند و  همان نسخة اولیه را منتشر نموده اندکه از این بابت گلایه مند م .

+ نوشته شده توسط رضاعلی رضائی در و ساعت |

 

سخنان حضرت حجت ا لاسلام والمسلمين حاج سيد مرتضي علوي

- « در جلسه اطلاع رساني هيئت امناي دانشگاه آزاد اسلامي شهرستان خوانسار به مردم فرهنگ دوست و عالم پرور » -

مهمترين فعاليتي كه انسان در طول قرنها انجام داده و مي دهد اول تربيت است و بعد تعليم . تعليم و تربيت انسان را به سوي كمالات هدايت مي كند و  از همه فعاليتهاي انساني مهمتر و  بالاتر است . خوانسار از نظر علمي سهم به سزايي در تعليم و تربيت انسانها در سطح جهاني داشته و الآن هم ، ‌ وقتي در حوزه هاي عليمه نجف ،‌قم ، سامرا ، كربلا ، و ...  پاي درسِ خارج مراجع معظّم تقليد بنشينيم ، روزي را نخواهيم يافت كه نام مربي بزرگ آقا حسين خوانساري كه او را عقل يازدهم لقب داده اند ، در حوزه هاي علمي بزرگ بر زبان اساتيد فقه و اصول نيايد و با نظرات ايشان نام خوانسار ذكر نشود. او شخصيتي جهاني است و نظراتش در بين تمامي فرق  اسلامي مورد تجزيه و تحليل قرار مي گيرد .

 اگر كسي بخواهد كتابهايي را كه نام آقا حسين خوانساري در آنها ذكر شده است را بشمارد نمي تواند تا چه رسد به آنكه بخواهد در مورد جايگاه علماي خوانساري اظهار نظر كند .

زمانيكه تحصيلات اكثر با سوادان جامعه درحد  مكتبخانه بود و تحصيلات عالي در حوزه ها انجام مي گرفت ، درحوزه علميه خوانسار مربيان بزرگي مسئوليت تربيت عالمان را به عهده داشته اند و نقش به سزائي در پرورش بزرگان ايفا نموده اند .

شهرستان خوانسار از نظر علمي در گذشته چنان پايگاه عظيمي داشته كه تا دهها كيلو متري آن هيچ شهرستاني داراي حوزه علميه نبوده  در حاليكه 350سال قبل در اين شهرستان حوزه علميه درجه يك داير بوده و علماي بزرگي در آن به تدريس وتحصيل پرداخته اند كه نام اكثر آنان د تاريخ جهان تشيع ثبت شده و به بزرگي از آنان ياد مي شود .

فقيه و فيلسوف و عارف بزرگ – ( حضرت  امام- « ره ») - اين شخصيت جهاني كه مادرشان خوانساري بوده – ( دختر آميرزا احمد مجتهد ) – بخشي از تحصيلات حوزوي خودرا در اين شهرستان به انجام رسانده اند و  استاد حكمت و فلسفة ايشان ، حكيم ايماني  آن عارف و فيلسوفي كه آرامگاهشان در خوانسار است  همه از بركات و نشانه هاي قدمت فرهنگي اين شهرستان است.

 انصافاً حيف است پيشينة پر آوازة شهرمان از بين برود و لازم است براي حفظ گذشته به ارتقاء شهرمان در ابعاد مختلف  بخصوص از بعد فرهنگي بينديشيم .

يكي از اقداماتي كه مي تواندموجبات توسعه علمي را فراهم نمايد . ايجاد زمينه هاي رقابت سالم در مجموعه هاي تعليم تربيت است . بودن چند مركز علمي در كنار يكديگر : - « دانشگاه رياضي و علوم انفور ماتيك - دانشگاه آزاد اسلامي -  دانشگاه پيام نور ـ آموزشكده هاي فني و حرفه اي -  و ... » در رشد علمي و فرهنگي تأثيرات مثبتي را مي تواند به دنبال داشته باشد .

خوانسار محل مناسبي براي تأسيس دانشگاه است كه همه اقشار بايد مساعدت كنند تا دانشگاهي در خورشأن شهرستان ايجاد شود. خيلي خوب بود كه تاسيس دانشگاه آزاد اسلامي در اين شهرستان  زودتر از حالا انجام مي شد وليكن به مصداق «  ماهي را هر وقت از آب بگيريد تازه است »  از همه عزيزاني كه براي تمهيد مقدمات كار پيشقدم شده اند و موضوع را پيگيري مي كنند ؛ تشكر مي كنم اميدوارم با همكاري مردم فهيم شهرستان هرچه زودتر  اين نياز علمي شهرستان به شيوة مطلوبي مرتفع شود.

البته از هر چيزي مي شود هم استفاده مثبت نمود هم استفاده نا مناسب همانگونه كه  راديو و تلويزيون و ماهواره في نفسه بد نيستند امّا استفاده نامناسب هم مي شود از آن داشت و در مورد مراكز علمي هم لازم است  كساني كه مسئوليت نظارت جامعه دستشان هست نظارت كنند تا با به كار گيري هيئت علمي شايسته محيط اسلامي بر فضاي دانشگاه حاكم گردد .

 

+ نوشته شده توسط رضاعلی رضائی در و ساعت |

افتتاح ساختمان شهرداري

 ساعت 30/13 روز پنجشنبه  هفدهم  مرداد ماه 1387 مطابق با  پنجمين روز از  ماه شعبان المعظم 1429 و همزمان با زاد روز ميلاد مبارك حضرت سيدالسّاجدين  - امام زين العابدين - با حضور استاندار استان اصفهان جناب آقاي مرتضي بختياري ومسئولين استان وشهرستان شاهد افتتاح ساختما ن جديد الاحداث شهرداري بوديم .

استاندار و همراهان پس از اداي نماز ظهر وعصر در مسجد حضرت امام حسين « ع»  در ورودي ساختمان قرار گرفتند و پس از استماع خطابة خير مقدم كه توسط فرزند يكي از كارمندان شهرداري قرائت گرديد[1] مراسم افتتاح رسما آغاز  و مدعوين ضمن بازديد از قسمتهاي مختلف ساختمان بر سر سفره ناهار ميهمان ِ ميزبان شدند .

اين ساختمان كه بناي اولية آن براي استقرار ادارة دخانيات طرّاحي و اسكلت بندي شده بود در نيمة راه متوقف ماند و چند سالي به عنوان يك سازة بلاتكليف شهري از معضلات شهري به شمار مي آمد كه با پيشنهاد شهردار محترم و تاييد وتصويب اعضاي شوراي دورة دوم از دخانيات خريداري گرديد و با دقت نظر شورا وشهرداري مقرر گرديد از طراحان و معماران متخصص بومي جهت طراحي و تكميل هرچه بهتر ساختمان اقدامات بايسته به عمل آيد و متعاقب آن آقاي مهندس سيد علي اكبر ميرشفيعي  عهده دار مسئوليت  شدند و با پيگيري جدي  و وقت گذاري بيش ازحد ، ساختماني كه مدتها به عنوان يك سازه ناساز شهري محسوب مي شد چشم نواز دلهاي زيبا پسند شد .

بر اين اساس شهردار خوانسار با اهداي لوح سپاس از زحمات بي شائبة آقاي مهندس مير شفيعي ابراز امتنان نموده و چنين مكتوب داشتند :



[1] از سوي كارمندان دلسوز و زحمتكش شهرداري و خانوادة محترم آنان حضور شمارا در ايّام نوراني شعبان المعظّم در مهد تشيّع و فرهنگ اسلامي گرامي داشته واز همّت بلند شهردار محترم كه اساس اين بناي با شكوه را به انجام رسانده اند ابراز سپاس مي نماييم .

اميد است با افتتاح اين مجموعة زيبا  ، مردم عزيز و ارجمند ِ سرزمين زيبايي ها از خدمات پر خير وبركت فرزندان خدمتگزار خود بيش از پيش بهره مند گردند .

 

 

+ نوشته شده توسط رضاعلی رضائی در و ساعت |

« هوالجمیل »

« هنرمند هر جا رود قدر بیند و بر صدر نشیند »

جناب آقای مهندس سید علی اکبر میرشفیعی

آرشیتکت و هنرمند ارجمند

به گل نشاندن غنچه های ابتکار و خلاقیت حکایت از روحی لطیف و افکاری ظریف و ذوقی سلیم دارد که طبیعت زیبای شهرمان گهواره جنبان استعدادهای بزرگانی بوده که نماد قریحه و نبوغ و فطرت پاکشان را در سراسر هستی به ویژه در زادگاهشان می توان به نظاره نشست.

امروز که شاهد افتتاح یکی از الگوهای معماری و شهرسازی شهرمان هستیم که نام « شهرداری » زینت بخش سر در آن گردیده است چشم دل می گشائیم و با زبان تحسین و آفرین، سرانگشتان زرنگار شما را که خاک و سنگ بی جان را روح بخشیده و ملودی حیات و شور و نشاط را در فضا طنین افکنده است بوسه می زنیم و هر صبحگاه که با تابش مهر بر آستان این بنا پای خدمت می گذاریم به یاد خواهیم سپرد که این اثر ماندگار و جاودان ، سنگ و گلی است که با قلم توانمند شما لؤلؤ و مرجان شده و هر روز با جاری زلال جویباران این نقش بدیع تا فراسوی زمان و مکان همراه خود می برند تا نظاره گران را به جلوه های جمیل الهی رهنمون باشند و آنان را نجوا گر این ابیات بلند عرفانی گردانند:

چشم دل باز کن که جان بینی  آنچه نادیدنی است آن بینی  
آنچه بینی دلت همان خواهد وآنچه خواهد دلت همان بینی

با یکی عشق ورزی از دل و جان

که یکی هست و هیچ نیست جزاو

تا به عین الیقین عیان بینی

وحده لا اله الا هو 

                                              

 

                                                    .                                                                

+ نوشته شده توسط رضاعلی رضائی در و ساعت |

بسم رب الشّهداء و الصّديقين

با خصم نبرد تن به تن بايد كرد              چون گل كفن سرخ به تن بايد كرد

از خون شهيدان تبري بايد ساخت           شيطان بزرگ ريشه كن بايد كرد

شهيد سيد حسن ياسيني فرزند حاج سيد رضا ياسيني در سال 1346 در خانواده اي مذهبي و متدين در روستاي ويست يكي از توابع شهرستان خوانسار ديده به جهان گشود . اين شهيد عزيز تحصيلات ابتدائي و راهنمائيش را در مدرسه شهيد عمادي و شهيد دكتر باهنر ويست با معدل بالا و موفقيت كامل سپري نمود .

بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1357 با تشكيل سپاه وبسيج يكي از فعالان اعضاي بسيج بود و در برنامه هاي بسيج مانند ايست بازرسي و حفظ امنيت منطقه و امثالهم شركت فعال و مستمر داشت . بعد از دوره ي راهنمائي تصميم به ادامه تحصيل در حوزه علميه گرفت از اين رو به حوزه علميه حضرت ولي عصر (عج)خوانسار رفت و از محضر اساتيدي چون حضرت آيت الله حاج سيد مهدي ابن الرضا خوانساري و حضرت آيت الله حاج شيخ هاشم تقديري سبزواري و ديگر اساتيد حوزه كسب فيض كرد و كمالاتي ديگر بر كمالات والاي اين شهيد عزيز افزوده شد . يكي از ويژگي هاي شهيد سيد حسن ياسيني اهميت فوق العاده اش به نماز بود . حتي المقدور نماز هايش را در اول وقت به جاي مي آورد تواضع و خضوعي كه اين عزيز شهيد در برابر محبوب خويش در هنگام اقامه نماز داشت وصف ناشدني است . يكي ديگر از ويژگي هاي اين شهيد عشق و علاقه وافر به حضرت امام (ره) فرزند راستين اسلام بود و به راستي عاشق و مدافع بر حق آن امام عزيز و حامي ولايت فقيه بود و نيز نسبت به مساله حجاب بسيار دقيق بود و دائماً به اهل خانه سفارش مي نمود كه در حفظ حجاب اسلامي كوشا باشند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضاعلی رضائی در و ساعت |

***((شهيد قلب تاريخ است))***

فرازهايي از وصيت نامه ي شهدا

-  اولين كسي كه وارد بهشت مي شود شهيد است.                                           رسول اكرم (ص)

 -  شهادت فخر اوليا و فخر ما و شماست.                                                           امام خميني(ره)

 - شهدا همانند ستاره در آسمان انقلاب مي درخشند.                                      امام خميني(ره)

 

                            رديف

شهيد

نام پدر

فرازي از وصيت نامه ي شهيد

1    

وحيد يوسفي        

عباسعلي

هم اكنون كه كوله بار هجرت را بسته ام و خود را براي جهاد اصغر آماده كرده ام اميدوارم كه بتوانم در جهاد اكبر پيروز شوم و آنگونه كه مكتب اسلام خواسته است بتوانم خود را سرباز جندالله بپرورانم .

2  

ناصر  يوسفي       

فتح الله

اي جواناني كه هنوز دست از فساد و كارهاي زشت وطاغوت زدگي وفقر و بدبختي وشرق زدگي و غرب زدگي بر نداشته ايد ، بياييد كه خوب موقعي است پناه بياوريد به اسلام ودر پيشگاه خداوند توبه و انابه كنيد .

3  

محمد علي يوسفي شيداني    

عباس

مسجدها را پر كنيد و دعا را فراموش نكنيد و بالاخره من از تمامي ملت ايران بخصوص خانواده شهدا تشكر مي كنم ما همه ملت ايران به خانواده شهدا مديون هستيم .

 

عليرضا يوسفي  

حسينعلي

در اطاعت و پيروزي از خط ولايت فقيه كه همان رهبري امام امت باشد كوشا باشيد و سستي نكنيد كه سستي خيانتي و گناهي نابخشيدني است در امر جنگ كوشا باشيد و آنرا در راس كارهاي خود قرار دهيد .

5  

سعيد يوسفي

محمود

افراد را بشناسيد و هر كس را در تشكيلات خود راه ندهيد نقطه ضعف به دشمن نشان ندهيد خود را با اخلاق اسلامي بسازيد . از روحانيت مبارز و آگاه پشتيباني كنيد .

6  

  حسين يوسفي

 

از شما مردم مي خواهم كه دست از امام و روحانيت اصيل و مبارز بر نداريد چونكه اگر از روحانيت و امام جدا شويم بدانيد كه انقلاب و اسلام شكست ...  .

7 

جمشيد يوسفي

 

خدايا صبر عظيم  به خانواده هاي شهداء مفقودين و اسراء عنايت بفرما . خدايا اين حسين زمان اين پير جماران را براي ما حفظ و ياري و طول عمر عنايت بفرما .

8 

اسماعيل يوسفي

ابراهيم

خوشا آنان كه از پيمانه ي حق شراب عشق نوشيدند و رفتند . خوشا آنانكه با شوق فراوان حريم دوست بوسيدند و رفتند . خوشا آنانكه پا در وادي حق نهادند و نلغزيدند و رفتند . خوشا آنانكه در راه عدالت به خون خويش غلتيدند و رفتند .

9  

احمد يوسفي         

علي محمد

بازگشت به طرف خدا هيچ وقت دير نيست ولي گذشت زمان مانع و سد اجراي آن مي شود .

+ نوشته شده توسط رضاعلی رضائی در و ساعت |

« به نام تك نواز گيتار گيتي »

بهار يكي از بهترين فصل هاي خداست . ديدن شكوفه ها ، گل هاي زيبا و سر سبزي درختان انسان را به وجد مي آورد و او را به شكر گزاري بيشتر دعوت مي  كند . زماني كه انسان بهار طبيعت  را مي بيند به ياد خدا مي افتد و ياد خدا هم باعث مي شود كه مرگ  و زندگي را همزمان تجسم كند .

اي كساني كه مي گوئيد آيا خدا ما را دوباره زنده مي كند ؟ به اطراف خود  نگاه كنيد به بهار ، به شكوفه هاي درختان ، درختاني كه از خشكسالي به سبزي رسيده اند و خداوندي كه از دانه اي ريز  درختان سر بلند را رويانده ، به هسته هندوانه و يا خربزه بنگريد كه چقدر ريز و كوچك است و از آن ميوه اي اين چنيني آفريده مي شود  . به وجود خود بنگريد كه از هيچ به اينجا رسيده ايد و بزرگ شده ايد پس خداوندي كه انسان را از هيچ و پوچ آفريده قادر است در روز قيامت دوباره او را از گور بر انگيزد و  از او حسابرسي كند  و ازاو بپرسد : ـ « جوانيت را در چه راهي صرف كردي ؟ »  بهترين دوران عمر انسان ها دوران جواني است كه اگر بگذرد و انسان قدرش را نداند از دستش رفته است و ديگر بر نمي گردد مثالي كه مي گويند روغني كه روي زمين ريخته شد ، ديگر نمي توان آنرا جمع كرد . يعني جواني ديگر بر نمي گردد ، جواني سرمايه ي اصلي و بخش مهمي از عمر انسان است و درخشش بيشتري در ساليان زندگي انسان  دارد . در اين دوره انسان توانائي و قدرت انجام هر كاري را دارد و غير از اين دوره هيچ وقت توانائيش كامل نبوده و نخواهد بود  .

شايد باورمان نيايد كه هيچ دوره اي از دوره زندگي به اين پرتواني نخواهيم بود . شايد بگوييم ، داريم سير صعودي طي مي كنيم ، بچه بوديم ، ناتوان بوديم ، حالا توانمند شديم اميدوار مي شويم . روز به روز توانائيمان بيشتر مي شود در صورتيكه عكس اين قضيه است .

  روزگار انسان را به اوج و فرود مي كشاند وقتي انسان به قله توانمندي  برسد بايد سرا شيبي سقوط را طي كند. به تدريج دندانها مي ريزند  و دندان مصنوعي جاي آنهارا مي گيرد  . كم كم بايد دست به كمر بگيرد و  احتياط پيشه كند و از جست وخيز دوري كند  زيرا  ممكن است در اثر  پوكي استخوان دست و پايش بشكند ، چه بسا افرادي كه از روي تخت خود به زمين غلتيده و آسيب ديده اند و چه بسا افرادي كه از عينك بدشان مي آمد و  امروز عينك اجباري را  به چشم زده اند .

در سنين نوجواني وجواني شايد خيلي از پيرمردها و پير زنها را مسخره كنيم و شايد جاهلي و جواني  كار دستمان بدهد و پيرمرد ي كه با پوشش گرم و كلاه به سر و پالتو به دوش  از كوچه اي عبور مي كند ، با گلوله بر في  او را وسيله اي براي تفريح وسرگرمي خود قرار دهيم  و غافل از  اينكه جواني پيري دارد و هر تابستان ِگرمي ، زمستان سردي در پي دارد و دنيا دار مكافات است و هر دستي بدهيم از همان دست بازپس مي گيريم .

بهار بهترين فصل براي سير و سفر مي تواند با شد و گردش  و سياحت  در روحيه افراد مي تواند تاثيرات به سزائي داشته باشد و براي زندگي درسهاي چگونه زيستن باشد و شايد بدون حكمت نباشد كه خداوند متعال در كلام الله مجيد  مي فرمايند :

فسيروا في الارض فانظروا كيف كان عاقبه المكذّبين « 132 آل عمران – 39 النّحل »

قل سيروا في الارض فانظروا كيف كان عاقبه المجرمين «72 النّمل »

قل سيروا في الارض فانظروا كيف بدا الخلق ثمّ اللهُ ينشئ ُ النّشا ة الآخره « 19 العنكبوت  »

قل سيروا في الارض فانظروا كيف كان عاقبه الّذين من قبل ان ياتي يوم لا مردّ له من الله يومئذ يصّدّعون « 43 الرّوم  »

ما نيز بنا به توصيه مكتب حياتبخش اسلام با فرا رسيدن بهار در حد توان و بنا به فرصت هايي كه پيش آمد به اطراف و اكناف سرزمين زيباي كشورمان سفر كرديم  و در اين سفرها علاوه بر حظّ  معنوي چشما نمان بيشتر گشوده شد تا در تنظيم شيوه نامة زندگي به احسن الخالقين  خود عنايت خاص داشته باشيم و آنگونه زندگي كنيم كه مي بايست .

براين اساس گوشه اي از مسافرتها و نشستهاي دسته جمعي كه از ديده قلم بر كاغذ نگاشته شده است را به عنوان ارمغان تقديم شيفتگان مي نمايم :

+ نوشته شده توسط رضاعلی رضائی در و ساعت |

خوراسگان و كوهپايه و سجزي و نائين و انارك وخور و طبس و ...

   پنجشنبه بيست و نهم فروردين ماه 1387 با جمعي از همكاران به قصد زيارت راهي اصفهان شديم. عقربه هاي ساعت 30 /4 بعدازظهر را نشانه مي رفت همكاران وهمراهان همه آمده بودند ، با آمدنم آمده ها را به راه انداختيم و اصفهان را به قصد خوراسگان و كوهپايه و سجزي و نائين و...  ترك نموده و منتظران ديگر را با خود  همراه نموديم .

اين روزها در مسير عبور آب  از زاينده رود لولة انتقال نفت دچار تركيدگي شده و آب را آلوده ساخته و تامين آب اشاميدني در اصفهان موضوع اصلي مردم ومسئولين شده است و عده اي  از آب نفت آلود ماهي گرفته اند و با فروش بطري هاي آب معدني به چند برابر قيمت  به كلاني از در آمد رسيده اند . راننده اتوبوسمان از  فردي سخن مي گويد كه  در شب گذشته دو ميليون تومان فروش آب داشته است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضاعلی رضائی در و ساعت |

 واژه نامه طنز   مسعود  توكليان -  كارشناس شيمي

اگر خوانساريها مخترع كامپيوتر بودند كاربران كامپيوتربا واژه ها ي زير سروكار پيدا مي كردند :

فرهنگ نامه ها و واژه نامه هاي گويش خوانساري كلمات و واژه هايي را كه در قديم مورد استفاده قرار مي گرفته اند آورده اند اما راجع به لغات و اصطلاحات جديد فكري نشده است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضاعلی رضائی در و ساعت |

گل و گلاب قمصر/  امامزاده آقا علي عباس بادرود / روستاي تاريخي ابيانه / مشهد اردهال

 

ارديبهشت ماه كه فرا مي رسد گل و گلاب قمصر حال و هواي ديگري دارد و آرزومندان ديدار گلستانهاي گل محمدي در سرزمين اسلامي بسيارند و امسال بهانه حركت گراميداشت مقام معلم شده است . بعدازظهرچهارشنبه بيستم ارديبهشت ماه به اتفاق همكاران حركت را آغاز مي كنيم . اتوبوس ولوو سريع السير و ده ماشين سواري شخصي پرايد و پژو و پيكان با صفي طولاني از آغاز راه همراهي را به ظهور مي رسانند ساعت پنج بعدازظهر به محل استقرار كه از قبل پيش بيني شده است مي رسيم . برادرانِ خدماتي پذيرايي را تدارك ديده اند و چه دلپذير است كه مسافر خسته از راه را كاشانه اي در آغوش بگيرد و پذيراي او باشد . جمع جمعي صميمي است همكاراني كه سنوات بسياري از دوران خدمت را با يكديگر انس گرفته اند و نسبت به يكديگر شناخت نسبتاً كاملي دارند و تركيب گروه متشكل از پيرو و جوان و كودك ـ زن و مرد ـ‌بازنشسته و بر سر كار است و ليكن همدمي آنان مشكل تفاوتها را حل كرده و به آنان لباس يكرنگي و يكدلي پوشانده است بر سر يك ميز مي نشينند و مي گويند و تبسّم مي كنند و عصرانه اي نوش جان مي كنند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضاعلی رضائی در و ساعت |

كوهرنگ

آبشار شيخ عليخان

چشمه ديمه

سپيده دم روز پنجشنبه دوم خرداد ماه در حاليكه طلوع آفتاب را به انتظار نشسته ام آشيانه را ترك مي كنم . دبيران سر گروه دروس دبيرستاني  جمعي از همراهان هستند و محل تجمع ساختمان مديريت آموش و پروش ، ‌براي آنكه از زمان وعده تخلف نكنم سوار بر ماشين به سمت اداره حركت مي كنم . ماشين را در محوطه اداره پارك مي كنم و سراسيمه به دنبال همراهان مي گردم ، اما مثل اينكه خواب صبحگاهي آنها را به خلف وعده كشانده است . در كنار در ورودي مي ايستم و خوش آمد گوي دوستان مي شوم و سر انجام با يك ساعت تأخير به حركت مي افتيم . راننده از شاكردان پر جنب و جوش و شاداب دوران تحصيل بوده و اكنون بر چهره اش چين و چروك زندگي نقش بسته است به گرمي به احوالپرسي مي پردازد و تصاوير گذشته هاي نه چندان دور ، نزديك قرار مي گيرند و مقايسه اي از گذشته و حال دانش آموز ديروزي و فرمان به دست امروزي در ذهنم نقش مي بندد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضاعلی رضائی در و ساعت |

باستاني كاران شهرستان خوانسار:

به نام خداوند جان و خرد                              كزين برترانديشه بر نگذرد

امروز هم يكي از روزهاي خوب بهاري است براي انجام كاري از خانه بيرون مي زنم ودر خيابان دوستي مي گويد آقاي حاج سيد رضا اخروي رئيس هيئت باستاني پهلواني و زورخانه اي استان اصفهان امروز مهمان باستاني كاران شهرستان هستند اگر تمايل داريد به اتفاق سري به زورخانه بزنيم.  همراه مي شويم و با تهيه شيريني به ديدار دوستان مي رويم .

در محلّة قديمي رئيسان صداي رسا و زيباي مرشد  در فضا پيچيده است و دل هر رهگذر را با خود همراه مي سازد . قدم به داخل سالن مي گذاريم و از در مخصوص وارد مي شويم و به رسم جوانمردان در برابر جوانمردان قد خم مي كنيم . ورودي اين مكان ويژگي خاصي دارد كه قبلا از آشنايان و راه بلدان ؛ چون و چراي موضوع را جويا شدم و آنان گفتند  ارتفاع در ورودي زورخانه ها  براي آن كوتاه ساخته مي شودكه همة قامت افرازان تنومند تواضع و فروتني را سر لوحة كار خود قرار دهند و افتادگي و خضوع را در اوج گردن افرازي فراموش نكنند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضاعلی رضائی در و ساعت |

صداي زنگوله گوسفندان  در گلستانكوه

در يكي از روزهاي تير ماه بر آن شديم تا براي به دست آوردن نيروي تحليل رفته ،  قدم  در  عرصه ي طبيعت بگذاريم  به سوي گلستانكوه  روانه شديم . صداي زنگوله گوسفندان و چراي لذتبخش آنان در دامنه ي دلپذير گلستانكوه ما را به سوي خود كشاند و حال و هواي افكارمان را تغيير داد . با چوپان همراه شديم و با حركت گله تپه اي را پشت سر گذارديم  ، ناگاه دشت سوخته اي  در پيش رويمان قرار گرفت .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضاعلی رضائی در و ساعت |

سربازان حیات آفرین و بی ادعای خلقت

     امروزه یکی از مباحث اساسی  ومهم هر کشوری حفظ محیط زیست ، منابع طبیعی و آب وخاک آن است . از آنجا که بدون محیط زیست، منابع طبیعی و آب وخاک سالم ، پویا و حفظ شده نابودی هرکشوری حتمی است و زنده بودن همه آحاد کره خاکی بستگی تام وتمام به آنها دارد لذا همه مردم زمین باید راه های استفاده درست و بهینه  وحفاظت و نگهداری منابع پایه حیات را بدانند در غیر این صورت خسارات و زیانهای جبران ناپذیری به آنها وارد خواهند کرد، برای همین آموزش همگان یک ضرورت است و یکی از راههای آموزش ، معرفی این منابع می باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضاعلی رضائی در و ساعت |

هر كس به طريقي صفت حمد تو گويد

زنگ بيداري را ساعت 45 / 3 بامداد تنظيم كردم و به خوابي خوش فرو رفتم . در زمان مقرر با صداي آهنگين و ملايم زنگ بيداري چشم گشوده و به سمت حرم حركت نمودم . نجواي دعاي سحرگاهي و وزش نسيم ملايم سپيده دمان ارديبهشتي نوازشگر روح عاشقان ديدار حضرت بود . همه سراسيمه و با آرامش خاص به سمت قبله گاه دل ،  در تكاپو بودند .

در سيل جمعيت به سوي درياي رحمت روان شدم . بي اختيار گام بر مي داشتم ،‌ صفاي آب نماهاي داخل صحن مرا به سوي خود فرا مي خواند . دست را بالا زدم و وضوي عشق ساختم و در داخل صفوف به هم فشرده نمازگزاران قرارگرفتم و همراه با مؤذن بامدادي به زمزمه اذان پرداختم . انگار نرده باني براي عروج فراهم شده و پلكان حضور انسان را به بلنداي ملكوت بالا مي برد .

 مقدمات برپائي نماز فراهم شده و امام جماعت با نقل حديثي از حضرت علي بن موسي الرضا (ع) نماز گزاران را به اداي فريضه نماز در اول وقت ترغيب و نيكي در حق والدين را سفارش مي كرد .

نماز جماعت با تكبير همزمان مأموين در عرصه وسيعي شكل مي گيرد و با صداي امام جماعت نفس ها در سينه حبس شده و دلها در بحر شفاعت غرق مي شوند .

بهترين راه ارتباط با مالك ملك هستي شكل مي گيرد  و در تصورم چنين نقش مي بندد كه شرط رستگاري مداومت در ارتباط است . عرصه ي ديگري مرا به سوي خود فرا مي خواند . زيارتنامه حضرت را به روي خود مي گشايم و به قرائت ادعيه مي پردازم . با دريافت اذن از محضر سلطان خراسان در جوار مضجع شريفش قرار مي گيرم  وبا خود زمزمه مي كنم :« هر كس به طريقي صفت حمد تو گويد  و هر كس به رهي ره حق مي پويد» و آنچه مشترك در بين آحاد و افراد است ، تمسك به اهل بيت (س ) براي جرعه نوشي از سرچشمه زلال توحيد و نبوت و معاد و امامت و عدالت است . چهره ها و لباسها ، انديشه و افكارها ، رنگها و نژادها   ، ‌سن ها و سالها ، اندازه ها و هيكلها در رنگارنگي و گوناگوني خود يك رشته متحدي را بافته اند و آن حبل ا... متيني است كه همه قصد چنگ اندازي به آن را دارند همه ايستاده اند و كسي در محضر امام به خود اجازه نشستن نمي دهد مگر آن كساني كه سر بر آستان مقدسش مي سايند و بوسه بر نظر گاههاي آن امام همام مي زنند .

 

 

رقص شعله ها در  شمعدانهاي بلور

 

با طلوع آفتاب روز ديگري آغاز مي شود و تعدادي از خادمان خوش الحان آستان رضوي در يكي از غرفه ها گرد هم مي آيند و با انجام مراسم خاص به تحميد يه  و مناجات خالق هستي و مدح وتوصيف ائمه معصومين (ع) مي پردازند و در دو صف مقابل  با خواندن صلوات « خواجه نصير طوسي » نوبت را به يكديگر مي سپارند و با فضاي معنوي كه ايجاد مي كنند به تلاوت آياتي از كلام ا...مجيد مي پردازند .

 شمعدانهاي بلور با رقص شعله ها جلوه ديگري مي يابند و رحل هاي قرآن و پارچه هاي ترمه اي زمينه را جلوه اي خاص مي بخشند و مراسم يكساعته به اتمام مي رسد و براي برچيده شدن بساط گسترده شده مراسم خاصي با حضور حضرات محترم انجام مي شود و دو نفر از روحانيون معظم شروع به بر چيدن شمعدانها ـ‌ قرآنها ـ‌ رحل ها مي نمايند و با بوسه زدن و بر چشم و سينه نهادن  و باديده احترام آنها را به افراد در صف ايستاده تحويل مي دهند و دست به دست تا قرار گرفتن در جايگاه خاص پرواز مي كنند. با اتمام اين مراسم ، خادمان  با حركت دسته جمعي به سوي مرقد منور جهت شستشوي كف و غبار زدائي از حريم حرم و تعويض گلهاي گلايل قرار گرفته بر ركنها پيش مي روند و از پشت در هاي بسته ، ضريح مطهّر چشمان پر از اشك شوق زائران را  از روزنه ها به خود معطوف مي دارند و چه بسيارند آناني كه آرزو دارند روزي در لباس خادمان چنين توفيقي نصيبشان شود .

ديدن اين حركت نمادين و معنوي مرا شيفته آن ساخت كه هر روز در ساعت و مكان مقرر حاضر شوم و دل را به همراه آنان به پرواز در آورم و همراه آنان روي به سوي مضجع شريف نمايم و  نداي « السلام عليك يا ابا الحسن يا علي ين موسي الرضا » را سر دهم و رو به قبله حاجات با امام غائب منتظر زمزمه كنم  و نداي «السلام عليك يا امام العصر و الزمان (عج) » و... را سر دهم .

 

 

نقاره هاي حرم

نقاره هاي حرم با صداي خود پرتوهاي زر اندود خورشيد را در آسمان نقره اي پرتو افكن مي كنند . گوئي قرار است اتفاق خاصي بيفتد . صداي شيپور و نقاره ها به خاموشي مي گرايد .و آفتاب شرق نمايان مي شود . در اطراف بارگاه به سير و حركت آزاد مي پردازم و سر از صحن هدايت در مي آورم . از صحن خارج مي شوم  ، گنبد سبزي مرا به سوي خود فرا مي خواند . پيش مي روم و سر در بلندي را مي بينم كه بر روي آن عبارت « پير پالاندوز » نقش بسته است به ياد گذشته ها وخاطرات دوران كودكي مي افتم كه بعد از دو دهه آرامگاه پير وارسته را مجدداً با حال و هواي امروز ديدارمي كنم با خواندن شرح مختصري كه بر ديوار نصب شده ، با سرگذشت پيرو بارگاهش آشنا مي شوم .

زاهد وعابد و عارفي خوشنام كه در قرن دهم هجري مي زيسته و علاوه بر تبليغ دين مبين اسلام و مذهب تشيع امورات زندگي خود را با وصله زدن بر پاره كفشها مي گذرانده است . در آن دوران به شاغلان اين شغل پاره دوز مي گفتند و اين كلمه با گذشت زمان به پالان دوز تغيير يافته است . در سال 985 هـ ق رحلت مي كند و سلطان محمد خدا بنده پدر شاه عباس ، گنبد عظيمي را بر آرامگاه او بنا مي نهد . با تلاوت فاتحه و تصوّرعظمت روحاني اين پير پاره دوز راهي حرم رضوي مي شوم . در گذرگاه خود به صفي بر مي خورم كه براي تحويل نذورات و در انتظار آمدن كارمندان ايستاده اند . در صف قرار مي گيرم و با  ارائة برگة تحويل مبلغ نقدي ،‌ برگه اي دريافت مي كنم كه ظهر مهمان  مضيفخانة حضرت باشم . با خود مي گويم اين يك غذا را مي گيريم و بين سي و سه نفر همراهان تقسيم مي كنيم  و به اندازه قاشقي غذا را تبرك مي كنيم . در همين افكار بودم كه ....

تابلوي اداره خدمات و امور رفاهي زائرين نظرم را به خود جلب كرد . وارد شدم و در مورد چگونگي بهره مند شدن گروههاي هيئتي واردوئي از غذاي حضرت سؤال نمودم  و  در سير حركت خود به مديريت امور رفاهي زائرين رسيدم موضوع را مطرح داشتم و فرمي را تحويلم گرفتم  تا به سوالات پاسخ دهم :

تعداد افراد ؟ محل استقرار : آدرس .... شماره تلفن .... نام سرپرستان .....شماره تلفن همراه سرپرستان .

پس از تحويل فرم كامل شده ، خواستار برگه مأموريت سرپرست اردو شدند . برگه مأموريت و ليست افراد همراه كه به مهر اداره ممهور شده بود  تحويل دادم و مقرر شد منتظر حضور بازرسين آستان مقدس رضوي در محل اقامت باشيم و اگر چنانچه آنها نيامدند روز بعد براي دريافت برگة چند پرس غذا به اداره مراجعه كينم .

 

ساعت دوزاده ظهر است و دوستان با در دست داشتن دعوتنامه در صفوف مهمانان سفره حضرتش قرار مي گيرند . نرده گذاري ها جلوي مهمانخانه گوياي شلوغي زايد الوصفي است كه روزهاي خاص ، مهمانان بيشتري را در خود جاي مي دهند .

خورشيد به من بتاب و تطهيرم كن              چون آيينه ها بشكن و تكثيرم كن

يك بار سر سفره لطف و كرمت                                بنشانم و يك عمر نمك گيرم كن

روز پاياني خود را در شهر مشهد سپري مي كتيم . با وجودي مالامال و احساسي خاص از لذت معنوي ، قدم به مهمانسراي حضرت مي گذاريم و شكوه و پاكي و صفاي محيط ما را غريق خود مي سازد و مهمانپذيران با چالاكي خاص سرويس دهي مي كنند و عده اي ترجيح مي دهند غذاي اختصاصي خود را در ظروف يكبار مصرف جاگذاري نمايند و به قصد تبرّك براي اهل و عيال و دوستان خود به عنوان با ارزشترين سوغات سفر به موطن خود ببرند . وقتي انسان اين مناظر زيباي معنوي را مي بيند.  در ذهنش تداعي مي شود در عصر تكنولوژي و آدم آهني ها هنوز عاطفه ها حيات دارند و پدران و مادران دور از خانواده بر آنند تا ‌ فيض نصيبي خود را بين اعضاي خانواده تقسيم كنند و از سوي ديگر اعتقادات راستيني كه نسبت به ائمه معصومين وجود دارد آنان را وا مي دارد تا بسته هاي نمك 100 گرمي متبرك را براي دوستان و نزديكان خود به ارمغان ببرند و از فاصله بسيار دور دلهاي شيفته را متصل به آستان مقدس رضوي نمايند .

+ نوشته شده توسط رضاعلی رضائی در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM






Powered by WebGozar

رضاعلی رضائی
     
 

<-PostTitle->

<-PostDate->

<-PostContent->


ادامه مطلب
 
  لینک مطلب

 


نویسندگان ویلاگ


آرشیو موضوعی
<-CategoryName->

آرشیو وبلاگ
<-ArchiveTitle->

پیوندها
<-LinkTitle->
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب ::

پیوندهای روزانه
آرشیو پیوندهای روزانه

  RSS  
پرشین وبلاگ





Powered by WebGozar